| متن: | لينك: | ||||
| آدرس رسانه: | |||||
| براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد. در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود. همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود. | |||||
| پاک کردن | انصراف | |||||
+ همين الان حس درس خوندن بهم دست داد ..... سريع بسم الله گفتم و صدقه دادم ..... خدا رو شکر برطرف شد:دييي
^ يكشنبه 4/10/90 10:33 صبحههههههههه - اسيرعشق....
9 نظر ديگر...منم مثلاالان دارم رياضي ميخونم هههه... - اسيرعشق....
باز يك ترم گذشت و ما هيچ تغييري نكرديم :( - فطرس .
نظر:)))) غصه نخور..اون موقع ها من و دوستم هميشه اول ترم تصميم ميگرفتيم كه ادم بشيم و بشينيم درس بخونيم كه تلنبار نشه روي هم...ولي زهي خيال باطل:)))) - *سحربانو*
+ خنده ي تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته به آن مي خندم ...
^ سه شنبه 19/2/91 4:53 عصر
+ رفتن هميشه خوب نيست...چون اگه بهش عادت كني ...فقط دلت ميخواد بري ،ديگه برات مهم نيس چرا؟به كجا و به چه قيمتي ...گاهي ماندن و صبر كردن لازمه ...
^ دوشنبه 11/2/91 4:01 عصر
+ رابطه ما انسانها باپدر و مادر !!
در3 سالگي " مادر، پدرعاشقتانم"
در 10 سالگي " رهايم کنيد "
در 16 سالگي" مادر ، پدر هميشه اعصابم را خراب ميکنند"در 18سالگي" بايد ازاين خانه بيرون بروم"
در 25 سالگي " حق با شما بود"
در 30 سالگي "ميخواهم بروم خانه پدر و مادرم"
در 50 سالگي" نميخواهم پدر و مادرم را از دست بدهم"
در 70 هفتاد سالگي" من حاضرهستم همه زندگيم را بدهم تا پدر و مادرم حال اينجا باشند
^ پنج شنبه 10/1/91 11:20 صبحنظراوهوم:( - خادمة الشهدا
+ خدايا
آنان که به من طعم تنهايي را چشاندن
طعم تنهايي را مچشان...
و
آنان که ناروا را به من نسبت دادن
به آنان ناروا را نسبت مده...
و
آنان که مرا از پشت خنجر زدن
هيچ وقت زخمي مکن...
^ شنبه 20/12/90 12:18 عصر
+ عيب کار از جعبه تقسيم نيست / سيم سيار دل ما سيم نيست/اين خدا اين هم هزاران طول موج / ديش ما سمت خدا تنظيم نيست.
^ چهارشنبه 16/1/91 6:07 عصر
+ وقتي مشکي مد باشه : خوبه
وقتي رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه
وقتي رنگ عشقه :خوبه!
وقتي رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!
وقتي لباس هاي شب تو مهموني ها مشکي باشه باکلاسه!
اما
وقتي رنگ چادر من مشکي شد
بد شد!
افسردگي مي آورد!
دنبال حديث و روايت مي گردند
که رنگ مشکي مکروهه!
^ سه شنبه 22/1/91 4:31 عصرنظرمشکي تا جايي که براي لباس هاي شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسيد بد شد... من و متهم مي کنيد به افسردگي به دل مردگي... و من توي زندگي دنباله لحظه اي هستم که افسردگي گرفتم به حکم شما! .چرا حجاب را مساوي با افسردگي مي دانيد! دوست دارم چادر مد شود... مشکي رنگ عشق باشد... عشق به خدا بدون افسردگي!قشنگه - فطرس .
+ افسوس براي اصلي فراموش شده : ديگران کاشتند و ما خوردينم ما بکاريم و ديگران بخورند ...
^ جمعه 19/12/90 1:18 عصر
+ هر گاه کسى در کنار اقيانوس پهناور و بى کرانى باشد، طبيعى است که يک قطره آب در نظرش بسيار حقير و ناچيز است و آن کس که چشم به آفتاب عالمتاب دوخته، پرتو شمع کوچکى در نظرش بى مقدار است. آرى پرهيزکاران با آفريدگار جهان هستى، با قدرت و علم بى پايان او آشنا شده اند و به قدر استعداد خود، عظمت ذات پاک او را دريافته اند.
^ دوشنبه 24/11/90 10:21 صبح
+ مرا مزدور خواندي آنجا که رهبرم را لبيک گفتم....به من برچسب وطن فروش زدي چون انقلابم را ميخواهم.....مرا فاحشه ناميدي چون پوششم چادر است......جيره خورم ميخواني چون فرزند آزاده ئم.......اين برچسب ها مونس من است...سالهاست..... با آن به اوج رفته ام....و تو هر روز برچسبي ديگر ميسازي و ميزني بر تنم......اين برچسب ها را دوست دارم....چون تو را آتش ميزند......
^ شنبه 15/11/90 4:49 عصر
+ کوچه هاي قديمي را باريک مي ساختند تا آدم ها به هم نزديک شوند حتي در يک گذر.... اکنون چقدر آواره ايم در اين اتوبان سرد..
^ جمعه 14/11/90 4:01 عصر
+ فرداست که زير بارش تند تگرگ/ نه ساقه به جا بمانَد از ما و نه برگ/ القصه چنين که خواب ما سنگين است / بــيـدار نمي شـويم الا با مرگ /ميلاد عرفان پور
^ شنبه 8/11/90 1:31 عصرنظرما كه بيداريم....شما رو نميدونم - مجنون ديوونه



